غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۴۵

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

آخر گل و خار را بدیدی

روز و شب تار را بدیدی

۲

بس نقش و نگار درشکستی

تا نقش و نگار را بدیدی

۳

از عالم خاک برگذشتی

و آن گرد و غبار را بدیدی

۴

می‌خند چو گل در این گلستان

کان جان بهار را بدیدی

۵

بی کار شدی ز کار عالم

چون حاصل کار را بدیدی

۶

چون باده ساقی اندرآمیز

چون رنج خمار را بدیدی

بازگشت به سروده‌های مولانا