روز طرب است و سال شادی
کامروز به کوی ما فتادی
این شعر درباره شادی و خوشی است. شاعر از روزی شاد یاد میکند که غم و تاریکیها از بین رفته و به جای آن، شادی و روشنی جایگزین شده است. او به بادهای اشاره میکند که موجب سرور و خوشحالی است و سوالاتی درباره منبع آن و منبع جمال میکند. شاعر به تأثیر مثبت این باده بر روح و عقلش اشاره دارد و به نوعی جشن و سروری که بر غم غلبه کرده است، میپردازد. در پایان، او از این شادی و خوشی که به زندگیاش وارد شده، ابراز خوشحالی میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روز طرب است و سال شادی
کامروز به کوی ما فتادی
تاریکی غم تمام برخاست
چون شمع در این میان نهادی
اندیشه و غم چه پای دارد
با آن قدح وفا که دادی
ای باده تو از کدام مشکی
وی مه به کدام ماه زادی
مستی و خوشی و شادکامی
سلطان دلی و کیقبادی
و آن عقل که کدخدای غم بود
از ما ستدی به اوستادی
شاباش که پای غم ببستی
صد گونه در طرب گشادی