غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۴۴

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

روز طرب است و سال شادی

کامروز به کوی ما فتادی

۲

تاریکی غم تمام برخاست

چون شمع در این میان نهادی

۳

اندیشه و غم چه پای دارد

با آن قدح وفا که دادی

۴

ای باده تو از کدام مشکی

وی مه به کدام ماه زادی

۵

مستی و خوشی و شادکامی

سلطان دلی و کیقبادی

۶

و آن عقل که کدخدای غم بود

از ما ستدی به اوستادی

۷

شاباش که پای غم ببستی

صد گونه در طرب گشادی

بازگشت به سروده‌های مولانا