رو رو که از این جهان گذشتی
وز محنت و امتحان گذشتی
این شعر به مسافرت روح از این جهان و گذر او از درد و رنج اشاره دارد. شاعر از عبور روح از مرحلههای مختلف زندگی و رسیدن به حقیقت و کمال سخن میگوید. او به تصویرسازیهایی همچون حرکت به سوی نقاش (خالق)، نوشیدن از آب حیات، و پرواز مانند خورشید اشاره میکند. در نهایت، به سکوت و آرامش روح در این سفر اشاره میکند، که از همه چیز عبور کرده و به حقیقت و آرامش دست یافته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رو رو که از این جهان گذشتی
وز محنت و امتحان گذشتی
ای نقش شدی به سوی نقاش
وی جان سوی جان جان گذشتی
بر خور هله از درخت ایمان
کز منزل بیامان گذشتی
در آب حیات رو چو ماهی
کز غربت خاکدان گذشتی
از برج به برج رو چو خورشید
کز انجم آسمان گذشتی
زان کان که بیامدی شدی باز
زین خانه و زین دکان گذشتی
بنما ز کدام راه رفتی
الحق ز ره نهان گذشتی
بر بام جهان طواف کردی
چون آب ز ناودان گذشتی
خاموش کنون که در خموشی
از جمله خامشان گذشتی