غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۳۹

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای یار یگانه چند خسبی

وی شاه زمانه چند خسبی

۲

بر روزن توست بنده از کی

ای رونق خانه چند خسبی

۳

ای کرده به زه کمان ابرو

برزن به نشانه چند خسبی

۴

افسانه ما شنو که در عشق

گشتیم فسانه چند خسبی

۵

ماییم چو میخ سر نهاده

بر روی ستانه چند خسبی

۶

گر خنب ببسته است پیش آر

باقی شبانه چند خسبی

۷

درده قدح شراب و چون شمع

بنشین به میانه چند خسبی

۸

بشتاب مها که این شب قدر

آمد به کرانه چند خسبی

بازگشت به سروده‌های مولانا