من پار بخوردهام شرابی
امسال چه مستم و خرابی
این شعر از حال و روز دل شاعر صحبت میکند. او به تجربیاتش از مستی و خرابی در سال گذشته اشاره میکند و میگوید که امسال هم در حال مستی و خرابی است. او از آتش گذر کرده و حالا به حالتی شبیه کباب در آمده است. شاعر به کنجکاوی طبیعت و جستجوی شیران در جوی ماهی اشاره میکند و در ادامه از درد و غم خود میگوید که مانند خر در خلابی است. او از شنیدن و درک حال خود میگوید و از مخاطب میخواهد که لحظهای ملول نشود تا از خدا ثواب بگیرد. کل شعر عواطف متناقض و حالتی از گیجی و جستجو برای معنا را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من پار بخوردهام شرابی
امسال چه مستم و خرابی
من پار ز آتشی گذشتم
امسال چرا شدم کبابی
من تشنه به آب جوی رفتم
ماهی دیدم میان آبی
شیران همه ماهتاب جویند
من شیرم و یار ماهتابی
از درد مپرس رنگ رخ بین
تا رنگ بگویدت جوابی
جانم مست است و تن خراب است
مستی است نشسته در خرابی
این هر دو چنین و دل چنینتر
کز غم چو خری است در خلابی
یک لحظه مشو ملول بشنو
تا باشدت از خدا ثوابی