ای بیتو حرام زندگانی
خود بیتو کدام زندگانی
این متن دربارهٔ احساس پوچی و بیمعنایی زندگی بدون عشق یا وجود محبوب است. شاعر به زبان استعارهای بیان میکند که زندگی بدون وجود معشوق، مانند مرگ است و همه چیز در جهان بدون او بیارزش و بیمحتواست. او به عناصر مختلف مانند زهر، آب، گلستان و باده اشاره میکند تا نشان دهد که هر چیزی در زندگی بیحضور محبوب، بیفایده و بیطعم است. در نهایت، شاعر از محبوب میخواهد که با حضورش زندگی را معنا ببخشد و بر او رحم کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای بیتو حرام زندگانی
خود بیتو کدام زندگانی
بی روی خوش تو زنده بودن
مرگ است به نام زندگانی
پازهر توی و زهر دنیا
دانه تو و دام زندگانی
گوهر تو و این جهان چو حقه
باده تو و جام زندگانی
بی آب تو گلستان چو شوره
بی جوش تو خام زندگانی
بی خوبی حسن باقوامت
نگرفته قوام زندگانی
با جمله مراد و کام بیتو
نایافته کام زندگانی
تا داد سلامتی ندادی
کی کرد سلام زندگانی
خامش کردم بکن تو شاهی
پیش تو غلام زندگانی