غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۰۵

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

مرا هر لحظه منزل آسمانی

تو را هر دم خیالی و گمانی

۲

تو گویی کو طمع کرده‌ست در من

جهانی زین خیال اندر زیانی

۳

بر آن چشم دروغت طمع کردم

که چون دوزخ نمودستت جنانی

۴

بر آن عقل خسیست طمع کردم

که جان دادی برای خاکدانی

۵

چه نور افزاید از برق آفتابی

چه بربندد ز ویرانی جهانی

۶

ز یک قطره چه خواهد خورد بحری

ز یک حبه چه دزدد گنج و کانی

۷

چه رونق یا چه آرایش فزاید

ز پژمرده گیایی گلستانی

۸

به حق نور چشم دلبر من

که روشنتر از این نبود نشانی

۹

به حق آن دو لعل قندبارش

که شرح آن نگنجد در دهانی

۱۰

که مقصودم گشاد سینه‌ای بود

نه طمع آنک بگشایم دکانی

۱۱

غرض تا نانی آن جا پخته گردد

نه آنک درربایم از تو نانی

۱۲

ز بهمان و فلان تو فارغ آیند

طمع آن نی که گویندم فلانی

بازگشت به سروده‌های مولانا