مرا هر لحظه قربان است جانی
تو را هر لحظه در بنده گمانی
این شعر بیانگر عشق و علاقه شدید شاعر به معشوقهاش است. شاعر هر لحظه آماده قربانی کردن زندگیاش برای اوست و او را در همهجا حس میکند. چشمهای معشوق همهچیز را درباره حال شاعر بیان میکنند و او را از عشق و زیبایی معشوق شگفتزده کردهاند. شاعر به زیباییهای جهان اشاره میکند، اما هیچ چیز را به شیرینی و جذابیت معشوقش نمیبیند. عشق او هم در آشکار و هم در پنهان قابل مشاهده است و در نهایت، شاعر به این نکته میرسد که عشق او از تمام جهان نیز ارزشمندتر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مرا هر لحظه قربان است جانی
تو را هر لحظه در بنده گمانی
دو چشم تو بیان حال من بس
که روشنتر از این نبود بیانی
جهان چون نی هزاران ناله دارد
که یک نی دید از شکرستانی
از آن شکرستان دیدم نشانها
ندیدم از تو شیرینتر نشانی
مثال عشق پیدایی و پنهان
ندیدم همچو تو پیدا نهانی
جهان جویای توست و جای آن هست
مثل بشنو که جان به از جهانی
نهای بر آسمان ای ماه لیکن
شود هر جا که تابی آسمانی