مرا بگرفت روحانی نگاری
کناری و کناری و کناری
در این شعر، شاعر به توصیف احوالات عاشقانه و تاثیر عشق بر روح و جان خود میپردازد. او به دیدار شخصی روحانی اشاره میکند که در میانهی راه عشق، با دشواریهایی مواجه شده است. عشق او مانند آتش، جانش را میسوزاند و بر او اثر میگذارد. شاعر نسبت به خطرات عشق هشدار میدهد و از حالاتی مانند پریشانی و خماری سخن میگوید که ناشی از عشق به شمس تبریزی است. در نهایت، با بیان تکراری کلمات، عمق احساسات و حال عاشقانه خود را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مرا بگرفت روحانی نگاری
کناری و کناری و کناری
بزد با من میان راه تنگی
دوچاری و دوچاری و دوچاری
ز جان برخاست ز آتشهای عشقش
بخاری و بخاری و بخاری
مبادا هیچ دل را زین چنین عشق
قراری و قراری و قراری
سکست این کره تند دل من
فساری و فساری و فساری
نهاده بر سرش افسار سودا
غباری و غباری و غباری
فتاده در سرش از شمس تبریز
خماری و خماری و خماری