چنین باشد چنین گوید منادی
که بیرنجی نبینی هیچ شادی
این ابیات به موضوع رنج و شادی انسان اشاره دارد. منادی میگوید که هیچ شادی بدون رنج بهدست نمیآید و بر رنجهایی که در زندگی تجربه کردهایم تأکید میکند. او از روز زایش انسان و اشکهایی که به خاطر رنجها ریخته شده، یاد میکند. در ادامه، به خدای بزرگ اشاره میکند که از ابتدا انسان را با چالشها روبرو کرده است. آهن به عنوان نمادی از سختی و تسلیمناپذیری در برابر سختیها ذکر میشود، اما در نهایت با فرایند تغییر، به آیینهای شفاف تبدیل میشود و شکرگزاری را نشان میدهد. به طور کلی، این متن به تحولی میپردازد که انسان در مسیر رنجها و چالشها به آن دست مییابد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چنین باشد چنین گوید منادی
که بیرنجی نبینی هیچ شادی
چه مایه رنجها دیدی تو هر روز
تأمل کن از آن روزی که زادی
چه خون از چشم و دلها برگشادهست
که تا تو چشم در عالم گشادی
خداوندا اگر آهن بدیدی
ز اول آن کشاکش کش تو دادی
ز بیم و ترس آهن آب گشتی
گدازیدی نپذرفتی جمادی
ولیک آن را نهان کردی ز آهن
به هر روز اندک اندک مینهادی
چو آهن گشت آیینه به آخر
بگفتا شکر ای سلطان هادی