اگر درد مرا درمان فرستی
وگر کشت مرا باران فرستی
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و درخواست شاعر از محبوبش است. شاعر از محبوب میخواهد که اگر میتواند، درد و رنج او را درمان کند یا به او باران رحمت ببارد. او از محبوب میخواهد که در زمان طوفان، در کنار عاشقان باشد و آنها را حمایت کند. شاعر همچنین به تنهایی و غمهای عاشقانهاش اشاره میکند و درخواستی از صبا (باد) دارد که غزلی را به سلطان برساند. در کل، شعر به موضوعات عشق، درک و همراهی با محبوب میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اگر درد مرا درمان فرستی
وگر کشت مرا باران فرستی
وگر آن میر خوبان را به حیلت
ز خانه جانب میدان فرستی
وگر ساقی جان عاشقان را
میان حلقه مستان فرستی
همه ذرات عالم زنده گردد
چو جانم را بر جانان فرستی
وگر لب را به رحمت برگشایی
مفرح سوی بیماران فرستی
به دربان گفتهای مگذار ما را
مرا هر دم بر دربان فرستی
منم کشتی در این بحر و نشاید
که بر من باد سرگردان فرستی
همیخواهم که کشتیبان تو باشی
اگر بر عاشقان طوفان فرستی
مرا تا کی مها چون ارمغانی
به پیش این و پیش آن فرستی
دل بریان عاشق باده خواهد
تو او را غصه و گریان فرستی
یکی رطلی گران برریز بر وی
از آن رطلی که بر مردان فرستی
دل و جان هر دو را در نامه پیچم
اگر تو نامه پنهان فرستی
تو چون خورشید از مشرق برآیی
جهان بیخبر را جان فرستی
چه باشد ای صبا گر این غزل را
به خلوتخانه سلطان فرستی