دلا تا نازکی و نازنینی
برو که نازنینان را نبینی
این شعر به بیان اهمیت خودآگاهی و زیبایی درونی میپردازد. شاعر از دل و نازکی و نازنینی سخن میگوید و به شخص یادآور میشود که نباید در نزد نازنینان پنهان شود. او تأکید میکند که اگر انسان بخواهد خود را زیبا کند، باید درون خود را بهبود بخشد و از زشتیها دوری کند. همچنین، شاعر به خطرات پنهانی اشاره میکند و میگوید که وقتی انسان خود را پنهان میکند، ممکن است در دام موقعیتهای ناگوار بیفتد. در نهایت، شعر به جستجویی برای رشد و زیبایی درونی دعوت میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دلا تا نازکی و نازنینی
برو که نازنینان را نبینی
در این رنگی دلا تا تو بلنگی
نیایی در چنان تا تو چنینی
در آیینه نبینی روی خوبان
که تا با خوی زشتت همنشینی
تو زیبا شو که این آیینه زیباست
تو بیچین شو که آیینه است چینی
مشو پنهان که غیرت در کمین است
همیبیند تو را کاندر کمینی
ز خود پنهان شدی سر درکشیدی
ببستی چشم تا خود را نبینی
به لب یاسین همیخوانی ولیکن
ز کینه جمله تن دندان چو سینی