مگریز ز آتش که چنین خام بمانی
گر بجهی از این حلقه در آن دام بمانی
این شعر به ما هشدار میدهد که از آتش و مشکلات زندگی دوری کنیم و مراقب انتخابهای خود باشیم. شاعر به دوستی و وفاداری تأکید میکند و میگوید که زندگی باید با وفا و صداقت سپری شود تا در مشکلات گرفتار نشویم. او همچنین به این نکته اشاره میکند که اگر در بند عجز و ناتوانی بمانیم، به درد و رنج دچار خواهیم شد. در نهایت، شاعر تشویق میکند که با دیگران همراه شویم و شاد زندگی کنیم تا در پایان عمر به خوشی و آرامش برسیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مگریز ز آتش که چنین خام بمانی
گر بجهی از این حلقه در آن دام بمانی
مگریز ز یاران تو چو باران و مکش سر
گر سر کشی سرگشته ایام بمانی
با دوست وفا کن که وفا وام الست است
ترسم که بمیری و در این وام بمانی
بگرفت تو را تاسه و حال تو چنان است
کز عجز تو در تاسه حمام بمانی
میترسی از این سر که تو داری و از این خو
کان سر تو به رنجوری سرسام بمانی
با ما تو یکی کن سر زیرا سر وقت است
تا همچو سران شاد سرانجام بمانی