من نیت آن کردم تا باشم سودایی
نیت ز کجا گنجد اندر دل شیدایی
شاعر در این شعر ابراز میکند که تصمیم گرفته است عاشق و شیدا باشد و میپرسد که این نیت عمیق در دل او چگونه جا میگیرد. او به حالتی مجنونی اشاره میکند که در آن احساسات و افکارش بیشتر از عقلش میشود و تلخی او مانند دریایی از شیرینی است. همچنین از زیباییای که در زیر درخت طوبی دیده، سخن میگوید، زیبا و فتنهانگیز. شاعر میگوید که از درونش دو جهان شیدا بیرون میآید و او نه به شب و نه به فردا فکر میکند. در نهایت، او بر درک عمیق خود از معانی و ارزشهای بیقیمت تأکید میکند و به تبریز و شمس الدین اشاره میکند، که به معنای عمیق واقعی زندگی و عشق اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من نیت آن کردم تا باشم سودایی
نیت ز کجا گنجد اندر دل شیدایی
مجنونی من گشته سرمایه صد عاقل
وین تلخی من گشته دریای شکرخایی
زیر شجر طوبی دیدم صنمی خوبی
بس فتنه و آشوبی افکنده ز زیبایی
از من دو جهان شیدا وز من همه سر پیدا
فارغ ز شب و فردا چون باشم فردایی
میگفت کرایم من وقتی که برآیم من
جان کی فزایم من گفتم دلم افزایی
دریای معانی بین بیقیمت و بیکابین
تبریز ز شمس الدین بیصورت دریایی