غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۱۵

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

هم پهلوی خم سر نه، ‌ای خواجهٔ هرجایی

پرهیز ز هشیاران وز مردم غوغایی

۲

هشیار به سگ ماند جز جنگ نمی‌داند

تو جنس سگ کهفی از جنگ مبرایی

۳

سر بر در خمخانه زد آن سگ فرزانه

چون دید در آن درگه شکر و شکرافزایی

۴

بیرون مرو ای خواجه زین صورت دیباچه

این جاست تماشاها تو مرد تماشایی

۵

بس مست طرب خورده آهنگ برون کرده

در سرکه درافتاده آن خوش لب حلوایی

۶

سر پهلوی آن خم نه کوزه به بر خم به

بجهی به سوی او جه ای مست علالایی

بازگشت به سروده‌های مولانا