ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی
از کار خود افتادی در کار دگر رفتی
در این شعر، شاعر به یاری که به او خیانت کرده و به سوی کسی دیگر رفته است، عتاب میکند. او بارها به این دوست محبت کرده و تلاش کرده است تا مشکلات را حل کند، اما او همچنان در مسیری دیگر پیش رفته است. شاعر میگوید که تلاش کرده گل وجود او را از خارها جدا کند، اما او اهمیت این گلزار را نفهمیده و به راهی دیگر رفته است. او به نوعی به ناپایداری و نادرستی رفتار یار اشاره میکند و احساس ناامیدی و درد از جدایی را ابراز میکند. در نهایت، شاعر از یار میخواهد که از این رفتار غلطش دست بردارد و به یاد او باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی
از کار خود افتادی در کار دگر رفتی
صد بار ببخشودم بر تو به تو بنمودم
ای خویش پسندیده هین بار دگر رفتی
صد بار فسون کردم خار از تو برون کردم
گلزار ندانستی در خار دگر رفتی
گفتم که توی ماهی با مار چه همراهی
ای حال غلط کرده با مار دگر رفتی
مانند مکوک کژ اندر کف جولاهه
صد تار بریدی تو در تار دگر رفتی
گفتی که تو را یارا در غار نمیبینم
آن یار در آن غار است تو غار دگر رفتی
چون کم نشود سنگت چون بد نشود رنگت
بازار مرا دیده بازار دگر رفتی