الا ای جان جان جان چو میبینی چه میپرسی
الا ای کان کان کان چو با مایی چه میترسی
در این شعر، گویا شاعر مخاطب را به جستجوی حقیقت و عمق وجود دعوت میکند. او از مخاطب میخواهد تا از شبهات و ترسها فراتر رود و به جوهره هستی دست یابد. شاعر اشاره میکند که باید به جای وابستگی به ظواهر و دستهبندیها، به ذات واقعی خود و ارتباط با حقیقت الهی پرداخته شود. بهعبارتی، او از مخاطب میخواهد که از قید و بندهای فکری و نظری رها شود و به شناختی عمیقتر دست یابد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
الا ای جان جان جان چو میبینی چه میپرسی
الا ای کان کان کان چو با مایی چه میترسی
ز لا و لم مسلم شو به هر سو کت کشم میرو
به قدوست کشم آخر که خانه زاده قدسی
چه در بحث اصولی تو چه دربند فصولی تو
چه جنس و نوع میجویی کز این نوعی و زین جنسی
اگر دامان جان گیری به ترک این و آن گیری
که از جمله مبرایی نه از جنی نه از انسی