طوبی لمن آواه سر فؤاده
سکن الفؤاد بعشقه و وداده
این شعر به توصیف عشق و محبت به خداوند و اولیا الهی میپردازد. شاعر از حالاتی که عاشقان در عشق الهی تجربه میکنند، سخن میگوید و بر اهمیت بینظیری که عشق الهی در زندگی انسان دارد، تأکید میکند. او به ویژگیهای روحانی و عظمت عشق اشاره میکند و میگوید که این عشق بالاتر از درک عقلانی است و باید با دل و جان آن را درک کرد. در نهایت، شاعر بر کرامت و بزرگواری خداوند تأکید میکند و به نیاز به تسلیم و وفاداری در برابر عشق الهی اشاره مینماید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
طوبی لمن آواه سر فؤاده
سکن الفؤاد بعشقه و وداده
نفس الکریم کمریم و فؤاده
شبه المسیح و صدره کمهاده
اذن الفؤاد لکی یبوح بسره
شرح الصدور کرامه لعباده
رحم القلوب بفتحها و فتوحها
قهر النفوس سیاسه لجهاده
کشف الغطاء و لا انتظار و لا نسا
فرح السعید تانسا بعتاده
عشقوا لرأیه ربهم و تعلقوا
و العرش یخضع حالهم بعماده
و صلوا الی نظر الحبیب بفضله
و الحق ارشدهم بحسن رشاده
القوم معشوقون فی اوصافهم
و الحق عاشقهم علی افراده
حار العقول به عاشقیه تحیرا
کیف العقول به معشقیه فناده
لا تنکرن و لا تکن متصرفا
بالعقل فی هذا و خف لکیاده
فالامر اعظم من تصرف حکمنا
و الود بالجبار من اعقاده
ملک البصیره من ممالک شیخنا
یعطی و یمنع ما یشا بمراده
ما غاب من قلبی شعاشع خده
لا تشمتوا بصدوده و بعاده
شمس المصیف اذا نی بغروبه
ما غاب حر الشمس من عباده
تبریز جل به شمس دین سیدی
ما اکرم المولی بکثر رماده