رخ نفسی بر رخ این مست نه
جنگ و جفا را نفسی پست نه
این شعر به احساسات عمیق و پیچیده عاشقانه پرداخته است. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از رابطهاش با او سخن میگوید. او از ناتوانی در درک و توصیف حقیقی عشق و زیبایی یاد میکند و بر این نکته تأکید دارد که حتی در رویارویی با درد و رنج، عشق همچنان ادامه دارد. شاعر به ناپایداری دنیا و هستی اشاره کرده و نشان میدهد که در دل این ناپایداری، تنها عشق حقیقی و ارتباط معنوی با معشوق اهمیت دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رخ نفسی بر رخ این مست نه
جنگ و جفا را نفسی پست نه
سیم اگر نیست به دست آورم
باده چون زر تو بر این دست نه
ای تو گشاده در هفت آسمان
دست کرم بر دل پابست نه
پیشکشم نیست به جز نیستی
نیستیم را تو لقب هست نه
هم شکننده تو هم اشکسته بند
مرهم جان بر سر اشکست نه
مهر بر آن شکر و پسته منه
مهر بر این چاکر پیوست نه
گفته امت ای دل پنجاه بار
صید مکن پای در این شست نه