خوش بود فرش تن نور دیده
خوش بود مرغ جان بپریده
این شعر به توصیف زیباییها و جنبههای معنوی زندگی میپردازد. فرش تن و مرغ جان نمادهای زیبایی و آزادی هستند. جان نادیده اشاره به روحی دارد که در محدودیتها و خسیسکاریها گرفتار است. همچنین به تضاد بین جانهای ارزشمند و بیارزش پرداخته شده است. مفهوم کاغذ و نقد در آن، به قضا و قدر و محدودیتهای زندگی اشاره دارد. سپس به خمرهای پر از عسل اشاره میشود که در آن شیرینیهای زندگی نهفته است، اما به نماد شکستن محدودیتها و رهایی از قید و بندها نیز اشاره دارد. در نهایت، شمس تبریز به عنوان نمادی از شکستن قید و بندها و ایجاد تغییرات عمیق در زندگی معرفی میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خوش بود فرش تن نور دیده
خوش بود مرغ جان بپریده
جان نادیده خسیس شده
جان دیده رسیده در دیده
جان زرین و جان سنگین را
چون کلوخ از برنج بگزیده
سر کاغذ گشاده دست اجل
نقد در کاغذ است پیچیده
خمره پرعسل سرش بسته
پشت و پهلوش را تو لیسیده
خمره را بر زمین زن و بشکن
دیده نبود چنانک بشنیده
شمس تبریز بشکند خم را
که ز نامش فلک بلرزیده