مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته
که شرم بادت از آن زلفهای آشفته
این متن شعری است که به مضامین عاشقانه و رازآلود اشاره دارد. شاعر از فضایی خلوت و دیدار یار صحبت میکند و به زیباییهای شب و نیز زلفهای آشفتهی معشوق اشاره کرده است. در این شب طولانی و پر از رازها، شاعر به تلاش برای فراموش کردن دلتنگیها میپردازد و به عمق خلوت شب، که به دریایی بیپایان تشبیه شده، اشاره میکند. همچنین به زیبایی و نور معشوق، که همچون کعبهای محبوب است، مینگرد و این دیدار را جبرانکنندهی مناسک و عبادات قبلی میداند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته
که شرم بادت از آن زلفهای آشفته
از این سپس منم و شب روی و حلقه یار
شب دراز و تب و رازهای ناگفته
برون پرده درند آن بتان و سوزانند
که لطفهای بتان در شب است بنهفته
به خواب کن همه را طاق شو از این جفتان
به سوی طاق و رواقش مرو به شب جفته
بدانک خلوت شب بر مثال دریایی است
به قعر بحر بود درهای ناسفته
رخ چو کعبه نما شاه شمس تبریزی
که باشدت عوض حجهای پذرفته