زهی لواء و علم لا اله الا الله
که زد بر اوج قدم لا اله الا الله
این شعر بیانگر محبت و ارادت عمیق به خدای یکتا و پیامبر است. شاعر در وصف مقام و عظمت الوهیت و صفات الهی میگوید که حمایت و رحمت خداوند چقدر بر زندگی انسان تأثیرگذار است. او با استفاده از تصاویر زیبا و الهامبخش، به تواناییهای الهی اشاره میکند و بر زیباییهایشتی بهشت و لطف الهی تأکید میکند. در نهایت، او به عاشقانه و شوق برای دیدار معشوق روحانیاش، یعنی خدا، اشاره میکند و به ویژه به مقام و شخصیت فردی به نام شمس الدین تبریزی اشاره دارد که نماد محبت و معرفت الهی است. شاعر با تکرار عبارت "لا اله الا الله" به وحدت و یکتایی خداوند تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زهی لواء و علم لا اله الا الله
که زد بر اوج قدم لا اله الا الله
چگونه گرد برآورد شاه موسی وار
ز بحر هست و عدم لا اله الا الله
ستادهاند صفات صفا ز خجلت او
به پیش او به قدم لا اله الا الله
یکی ستم ز وی از صد هزار عدل به است
زهی خوشی ستم لا اله الا الله
ز هر طرف که نظر کرد می برویاند
هزار باغ ارم لا اله الا الله
ز بحر غم به کناری رسم عجب روزی
ز موج لطف و کرم لا اله الا الله
ندارد از شه من هیچ بوی جان آن کس
که ببینیش تو به غم لا اله الا الله
چو دیده کحل نپذرفت از شه تبریز
زهی دریغ و ندم لا اله الا الله
برآید از دل و از جان الست شه شنود
هزار بانگ نعم لا اله الا الله
بهشت لطف و بلندی خدیو شمس الدین
زهی شفای سقم لا اله الا الله
دلم طواف به تبریز میکند محرم
در آن حریم حرم لا اله الا الله
زهی خوشی که بگویم که کیست هان بر در
بگوید او که منم لا اله الا الله