ای گرد عاشقانت از رشک تخته بسته
وی جمله عاشقانت از تخت و تخته رسته
این شعر درباره عشق و شیدایی است. شاعر به معشوقه خود اشاره میکند و از شدت عشق و جذابیت او سخن میگوید. او تصاویری زیبا و نمادین از عشق و زیبایی معشوق را به تصویر میکشد، از حالتی در حال تعلیق به خاطر عشق و از درد و لذت ناشی از اشتیاق یاد میکند. همچنین، شاعر به خواب و بیداری و تاثیرات زیبای چهره معشوق اشاره میکند و از احوال خود به عنوان عاشقی دلسوخته سخن میگوید. به طور کلی، این شعر شعف و درد عشق را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای گرد عاشقانت از رشک تخته بسته
وی جمله عاشقانت از تخت و تخته رسته
صد مطرقه کشیده در یک قدح بکرده
صد زین قدح کشیده چون عاقلان نشسته
یک ریسمان فکندی بردیم بر بلندی
من در هوا معلق و آن ریسمان گسسته
از آهوان چشمت ای بس که شیر عشقت
هم پوست بردریده هم استخوان شکسته
دیدن به خواب در شب ماه تو را مبارک
وز بامداد رویت دیدن زهی خجسته
ای بنده کمینت گشته چو آبگینه
بشکسته آبگینه صد دست و پا بخسته
در حسن شمس تبریز دزدیده بنگریدم
زه گفتم و ز غیرت تیر از کمان بجسته