آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده
فردا از او ببینی صد حور رو گشاده
این شعر به عشق و زیباییهای آن اشاره دارد. شاعر به سادگی و زلالی عشق اشاره میکند و به این نکته میپردازد که عشق واقعی جلوههای بسیاری دارد. او از نیاز به درک عمیقتری از عشق و پاکی آن صحبت میکند و میگوید که وسوسههای دنیوی نمیتوانند آن را تحت تأثیر قرار دهند. همچنین به معنای عمیق زندگی و عشق به خدا اشاره دارد و در نهایت سوار بر عشق شمس تبریز، به سفر معنوی و جستجوی حقیقت اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده
فردا از او ببینی صد حور رو گشاده
بنگر به شهوت خود سادهست و صاف بیرنگ
یک عالمی صنم بین از ساده ای بزاده
زنبور شهد جانت هر چند ناپدید است
شش خانههای او بین از شهد پر نهاده
اندازه تن تو خود سه گز است و کمتر
در خان خود تو بنگر از نه فلک زیاده
تا چند کاسه لیسی این کوزه بر زمین زن
برگیر کاه گل را از روی خنب باده
سجاده آتشین کن تا سجده صاف گردد
آتش رخی برآید از زیر این سجاده
آید سوارگشته بر عشق شمس تبریز
اندر رکاب آن شه خورشید و مه پیاده