در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده؟
بر تخت شه کی باشد جز شاه و شاهزاده؟
این شعر به معانی عمیق و فلسفی اشاره دارد. شاعر در خانه دل از حضور شاه و شاهزادگان سخن میگوید و از شخصی میخواهد که در میخانه بگوید چه میخواهد. او بر لذتهای زندگی، از جمله می و باده تأکید میکند و به معنای عمیق عشق و وجود اشاره دارد. در بزم دنیا، هشدار میدهد که انسانها باید هوشیار باشند و از فریب دنیا دوری کنند. او عشق زمینی را با عشق الهی مقایسه میکند و به دستاوردهای معنوی اشاره میکند، همچنین به وجود خدا و پایدار بودن صلاح او اشاره میکند. به طور کلی، شعر دعوت به درک عمیقتری از زندگی و هشیاری در برابر دغلکاران و فریبهای دنیوی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده؟
بر تخت شه کی باشد جز شاه و شاهزاده؟
کرده به دست اشارت کز من بگو چه خواهی؟
مخمور می چه خواهد جز نقل و جام و باده؟
نقلی ز دل معلق جامی ز نور مطلق
در خلوت هوالحق بزم ابد نهاده
ای بس دغلفروشان در بزم بادهنوشان
هش دار تا نیفتی ای مرد نرم و ساده
در حلقه قلاشی زنهار تا نباشی
چون غنچه چشمبسته چون گل دهانگشاده
چون آینه است عالم نقش کمال عشق است
ای مردمان کی دیده است جزوی ز کل زیاده؟
چون سبزه شو پیاده زیرا در این گلستان
دلبر چو گل سوار است باقی همه پیاده
هم تیغ و هم کشنده هم کشته هم کشنده
هم جمله عقل گشته هم عقل باد داده
آن شه صلاح دین است کاو پایدار بادا
دست عطاش دایم در گردنم قلاده