غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۸۰

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

پیش جوش عفو بی‌حد تو شاه

توبه کردن از گناه آمد گناه

۲

بس که گمره را کنی بس جست و جو

گمرهی گشته‌ست فاضلتر ز راه

۳

منطقم را کرد ویران وصف تو

راه گفتن بسته شد مانده‌ست آه

۴

آه دردت را ندارم محرمی

چون علی اه می‌کنم در قعر چاه

۵

چه بجوشد نی بروید از لبش

نی بنالد راز من گردد تباه

۶

بس کن ای نی ز آنک ما نامحرمیم

زان شکر ما را و نی را عذر خواه

بازگشت به سروده‌های مولانا