چو بیگاه است و باران خانه خانه
صلای جمله یاران خانه خانه
این شعر توصیف مکانهایی است که در آنها باران میبارد و حالت خاصی حاکم است. شاعر به یاران خود دعوت میکند که به رغم بیسرانجامی و نابسامانی، به سمت خانهای که در آن جمعی از روشندلها و عاقلها حضور دارند، شتاب کنند. او به نقصها و مشکلات اشاره میکند و از حال و روز کسانی که در این "خانه" هستند سخن میگوید، و از آنها میخواهد که به دنبال بهبود وضعیت خود نروند و به جمع یاران بپیوندند. در انتها، نامی از شمسالدین تبریز به عنوان کسی که جایی برای گردهمایی فراهم کرده، به چشم میخورد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چو بیگاه است و باران خانه خانه
صلای جمله یاران خانه خانه
چو جغدان چند این محروم بودن
به گرداگرد ویران خانه خانه
ایا اصحاب روشن دل شتابید
به کوری جمله کوران خانه خانه
ایا ای عاقل هشیار پرغم
دل ما را مشوران خانه خانه
به نقش دیو چند این عشقبازی
لقبشان کرده حوران خانه خانه
بدیدی دانه و خرمن ندیدی
بدین حالند موران خانه خانه
مکن چون و چرا بگذار یارا
چرا را با ستوران خانه خانه
در آن خانه سماع ختنه سور است
ولیکن با طهوران خانه خانه
بنا کردهست شمس الدین تبریز
برای جمع عوران خانه خانه