خدایا مطربان را انگبین ده
برای ضرب دست آهنین ده
این شعر دعایی است به خدا، که در آن شاعر از خدا میخواهد تا مطربان را با نعمت و هنری خاص پر کند و به آنها توانایی و دست و پای قوی عطا کند. شاعر همچنین از خدا میخواهد که عشق را در دلهای آنها قرار دهد و با صدای نغمههایشان، گوشها را پر از پیامهای خوش کند. او به کبوتران عاشق اشاره میکند که در عشق ناله میکنند و از خدا میخواهد که از لطفش، آنها را به حصاری مستحکم حمایت کند. همچنین، شاعر از خدا درخواست میکند که هوش و حوصله را به مدح و ستایشش و الهام بخشد. در انتها، او ابراز میکند که نیازی به درخواستهای بزرگ ندارد و فقط خواهان بخشش و لطف خداوند است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خدایا مطربان را انگبین ده
برای ضرب دست آهنین ده
چو دست و پای وقف عشق کردند
تو همشان دست و پای راستین ده
چو پر کردند گوش ما ز پیغام
توشان صد چشم بخت شاه بین ده
کبوتروار نالانند در عشق
توشان از لطف خود برج حصین ده
ز مدح و آفرینت هوشها را
چو خوش کردند همشان آفرین ده
جگرها را ز نغمه آب دادند
ز کوثرشان تو هم ماء معین ده
خمش کردم کریما حاجتت نیست
که گویندت چنان بخش و چنین ده