ایا گم گشتگان راه و بیراه
شما را باز میخواند شهنشاه
شاعر در این متن به دعوت از گمگشتگان و بیراهیها میپردازد و به آنها میگوید که شهنشاه (خدای بزرگ) آنها را میخواند. او از مردم میخواهد که به درگاه خدا دعا کنند و به پیوند قدیمی خود با او بازگردند. همچنین، به آنها توصیه میکند که از زندان و چاهها خارج شوند و به خانه خود بازگردند. شاعر به حال و هوای خاصی اشاره میکند که در آن زمان درهای آسمان باز شده و نالهها و آهها به جایی رسیده که فضا از آنها پر است. او به عبادت و سجده اشاره میکند و به ماه و نور مقدسی که بر منبر آمده است، میپردازد. در نهایت، بیان میکند که در این دوران، انسانها باید از جستوجو برای معانی دوری کنند و درک عمیقتری از حقیقتها داشته باشند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ایا گم گشتگان راه و بیراه
شما را باز میخواند شهنشاه
همیگوید شهنشه کان مایید
صلا ای شهره سرهنگان به درگاه
به درگاه خدای حی قیوم
دعا کردن نکو باشد سحرگاه
بپیوندید پیوند قدیمی
چو هی چفسیده بر دامان الله
چو یوسف با عزیز مصر باشید
برون آیید از زندان و از چاه
دلا بیگاه شد بازآ به خانه
که ترک آید شبانگه سوی خرگاه
صلا اکنون میان بستهست ساقی
صلا کز مهر سرمست است دلخواه
به مغناطیس آید آخر آهن
به سوی کهربا آید یقین کاه
کنون درهای گردون برگشادند
که عاجز شد فلک از ناله و آه
بیا سجده کنان چون سایهای دوست
که بر منبر برآمد امشب آن ماه
مثال صورتی پوشیده گرچه
منزه بود از امثال و اشباه
چو گنج جان به کنج خانه آمد
به گردش میتنیدم همچو جولاه
خمش کن تا که قلماشیت گویم
ولکن لا تطالبنی بمعناه
ولیک آن به که آن هم شیر گوید
کجا اشکار شیر و صید روباه