امروز من و باده و آن یار پری زاده
احسنت زهی خرم شاباش زهی باده
در این شعر، گوینده از لحظات خوشی که با باده و عشقش سپری میکند صحبت میکند. او به زیبایی و خوشحالی این لحظات اشاره میکند و میگوید که عشق او و محبوبش از زمانهای قدیم وجود داشته است. او قصد دارد از این محبت و آزادی لذت ببرد و میخواهد این احساسات را به دیگران منتقل کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
امروز من و باده و آن یار پری زاده
احسنت زهی خرم شاباش زهی باده
بازیم یکی عشقی در زیر گلیمی به
بر حلقه هر جمعی بر رسته هر جاده
این حلقه زرین را در گوش درآویزم
یعنی که از این خدمت آزادم و آزاده
عشق من و روی تو از عهد قدم بودهست
روی من از اول بد بر روی تو بنهاده