بیبرگی بستان بین کآمد دی دیوانه
خوبان چمن رفتند از باغ سوی خانه
این شعر غمگینی از دوری و فقدان است. شاعر به بستانی اشاره میکند که در آن خوبان رفتهاند و بستان به گورستانی تبدیل شده است. به نظر میرسد که زیبایی و شادابی باغ تحت تاثیر غیبت معشوقانش زرد شده و فضای خنک و سرسبز به یادآوری خاطرات گذشته تبدیل شده است. ترکان زیبا در حال سفر هستند و به نظر نمیرسد که به زودی به این باغ برگردند. شاعر به خیال بازگشت مستان و پر شدن دوباره پیمانهها از شادی و سرزندگی اشاره میکند، اما در عین حال میداند که این آرزوها ممکن است محقق نشود. در نهایت، به رابطه بین انبار و پیمانهها اشاره میکند و میگوید که زمانی که پیمانه خالی میشود، باید به دنبال پر کردن آن بود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بیبرگی بستان بین کآمد دی دیوانه
خوبان چمن رفتند از باغ سوی خانه
زردی رخ بستان کز فرقت آن خوبان
بستان شده گورستان زندان شده کاشانه
ترکان پری چهره نک عزم سفر کردند
یک یک به سوی قشلق از غارت بیگانه
کی باشد کاین ترکان از قشلق بازآیند
چون گنج بدید آید زین گوشه ویرانه
کی باشد کاین مستان آیند سوی بستان
سرسبز و خوش و حیران رقصان شده مستانه
ز انبار تهی گردد پر گردد پیمانه
آن عالم انبار است وین عالم پیمانه
پیمانه چو شد خالی ز انبار بباید جست
ز انبار نهان کان جا پوسیده نشد دانه