غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۰۱

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

من سرخوش و تو دلخوش غم بی‌دل و بی‌سر به

دل می‌ده و بر می‌خور از دلبر و دل بر به

۲

عالم همه چون دریا تن چون صدف جویا

جان وصف گهر گویا زین‌ها همه گوهر به

۳

صورت مثل چادر جان رفته به چادر در

بی‌صورت و بی‌پیکر وز هر چه مصور به

۴

تو پرده تن دیدی از سینه بنشنیدی

آن زخمه که دل می‌زد کان پرده دیگر به

۵

از چهره تو زر می‌زن با چهره زر می‌گو

با زر غم و بی‌زر غم آخر غم با زر به

بازگشت به سروده‌های مولانا