به لاله دوش نسرین گفت برخیزیم مستانه
به دامان گل تازه درآویزیم مستانه
این شعر دعوتی به شادابی و خوشگذرانی است. لاله به نسرین میگوید که بایستی با شادی و محبت به گلها و زیباییهای طبیعت نزدیک شوند. از تماشای زیبایی گلها و عشق به زندگی سخن میگوید، و میخواهد از سختیها و گناهها فاصله بگیرند. همچنین به آزادی در شادی و لزوم رهایی از قید و بندها اشاره میکند و در نهایت به اهمیت صلاح و نیکی در زندگی اشاره میکند. در کل، شعر به شادی و زیبایی زندگی و عشق به طبیعت و آزادی روح دعوت میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به لاله دوش نسرین گفت برخیزیم مستانه
به دامان گل تازه درآویزیم مستانه
چو باده بر سر باده خوریم از گلرخ ساده
بیا تا چون گل و لاله درآمیزیم مستانه
چو نرگس شوخ چشم آمد سمن را رشک و خشم آمد
به نسرین گفت تا ما هم براستیزیم مستانه
بت گلروی چون شکر چو غنچه بسته بود آن در
چو در بگشاد وقت آمد که درریزیم مستانه
که جانها کز الست آمد بسی بیخویش و مست آمد
از آن در آب و گل هر دم همیلغزیم مستانه
دلا تو اندر این شادی ز سرو آموز آزادی
که تا از جرم و از توبه بپرهیزیم مستانه
صلاح دیده ره بین صلاح الدین صلاح الدین
برای او ز خود شاید که بگریزیم مستانه