دایم پیش خود نهی آینه را هرآینه
ز آنک نظیر نیستت جز که درون آینه
در این بیتها شاعر به تأمل در وجود و تصویر انسان میپردازد. او بیان میکند که آینه نمیتواند واقعیترین تصویر را از انسان ارائه دهد، زیرا هیچ چیز شبیه او وجود ندارد. او به جستجوی تصویر و تجلیات واقعی در دل و جان مشغول است، اما میبیند که خود را نمیتواند بهخوبی به تصویر بکشد. او از یک سو به پاکی و خلوص وجود اشاره میکند و از سوی دیگر تفاوت دیدگاهها و برداشتها را میان خود و ذات الهی نشان میدهد. تجلی الهی در اوست و با وجود این تفاوت، او همواره در نزدیکترین حالت به حقایق وجود دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دایم پیش خود نهی آینه را هرآینه
ز آنک نظیر نیستت جز که درون آینه
در تو کجا رسم تو را همچو خیال روی تو
در دل و جان و در نظر منظره هست و جای نه
هم تو منزهی ز جا هم همه جای حاضری
آیت بی چگونگی در تو و در معاینه
از سوی تو موحدی از سوی من مشبهی
جانب تو مواصله جانب من مباینه