ای تو برای آبرو آب حیات ریخته
زهر گرفته در دهان قند و نبات ریخته
در این شعر، شاعر به بررسی موضوعات مختلفی از جمله آبرو، عشق، فقر و غم میپردازد. او از زیانهایی که انسانها به خاطر وابستگی به دنیا و مادیات متحمل میشوند، صحبت میکند. شاعر به تاسف از بیخبری انسانها از واقعیات زندگی اشاره دارد و بر اهمیت روح و معنویت تاکید میکند. او همچنین به غم و اندوه ناشی از فقدان شخصیتهای بزرگ (مانند شاه) اشاره میکند و از تاثیری که این غم بر جامعه دارد، سخن میگوید. در نهایت، شاعر به عاریت بودن دنیا و زیباییهای آن که به مرور زمان نابود میشوند، اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای تو برای آبرو آب حیات ریخته
زهر گرفته در دهان قند و نبات ریخته
مست و خراب این چنین چرخ ندانی از زمین
از پی آب پارگین آب فرات ریخته
همچو خران به کاه و جو نیست روا چنین مرو
بر فقرا تو درنگر زر صدقات ریخته
روح شو و جهت مجو ذات شو و صفت مگو
زان شه بیجهت نگر جمله جهات ریخته
آه دریغ مغز تو در ره پوست باخته
آه دریغ شاه تو در غم مات ریخته
از غم مات شاه دل خانه به خانه میدود
رنگ رخ و پیادهها بهر نجات ریخته
جسته برات جان از او باز چو دیده روی او
کیسه دریده پیش او جمله برات ریخته
از صفتش صفات ما خارشناس گل شده
باز صفات ما چو گل در ره ذات ریخته
بال و پری که او تو را برد و اسیر دام کرد
بال و پری است عاریت روز وفات ریخته