ای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفته
سرها بریده بیعدد در رزم تو پا کوفته
این شعر به عشق و عظمت یک شخصیت بزرگ اشاره دارد که در میدان نبرد و در عشقش به مانند جنگجویانی پایدار و بیترس است. در بیتهای مختلف، از قدرت و تأثیر این شخصیت بر زمین و زمان سخن گفته میشود. او نشاندهندهای از حزم و شجاعت است که تمام هستی را تحت تأثیر قرار داده و حتی نور ماه را به عقب میرانَد. در نهایت، با اشاره به شمس تبریزی و تأثیر وی بر دلها، به وحدت و زیبایی عشق و حکمت اشاره دارد. به طور کلی، این شعر به تمجید از عشق و وجود الهی میپردازد که جان و دل را تحت تأثیر قرار میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفته
سرها بریده بیعدد در رزم تو پا کوفته
چون عزم میدان زمین کردی تو ای روح امین
ذرات خاک این زمین از عزم تو پا کوفته
فرمان خرمشاهیت در خون دل توقیع شد
کف کرد خون بر روی خون از جزم تو پا کوفته
ای حزم جمله خسروان از عهد آدم تا کنون
بستان گرو از من به جان کز حزم تو پا کوفته
خوارزمیان منکر شده دیدار بیچون را ولی
از بینش بیچون تو خوارزم تو پا کوفته
ای آفتاب روی تو کرده هزیمت ماه را
و آن ماه در راه آمده از هزم تو پا کوفته
چون شمس تبریزی کند در مصحف دل یک نظر
اعراب او رقصان شده هم جزم تو پا کوفته