الا یا ساقیا انی لظمن و مشتاق
ادر کأسا و لا تنکر فان القوم قد ذاقوا
این شعر دربارهی عشق و شوق عاشق به محبوب است. شاعر از ساقی میخواهد که جامی پر کند و او را مست کند، زیرا عاشقان دیگر نیز این احساسات را تجربه کردهاند. او به زیباییهای عشق اشاره میکند و میگوید که عشق نور و روشنایی به زندگی میآورد. شاعر در جهانی از عشق زندگی میکند و معتقد است که عشق به اندازه کافی شادی و لذت به او میبخشد، و به همین دلیل از دنیا و مادیات بینیاز است. در نهایت، عشق را از جملهترین و زیباترین تجربیات زندگی میداند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
الا یا ساقیا انی لظمن و مشتاق
ادر کأسا و لا تنکر فان القوم قد ذاقوا
اذا ما شئت اسراری ادر کأسا من النار
فاسکرنی و سائلنی الی من انت مشتاق
اضاء العشق مصباحا فصار اللیل اصباحا
و من انواره انشقت علی الاحجار احداق
فداء العشق ادوائی و مر العشق حلوائی
و انی بین عشاق اسوق حیث ما ساقوا
خذ الدنیا و خلینا فدنیا العشق تکفینا
لنا فی العشق جنات و بلدان و اسواق
و ارواح تلاقینا و ارواح سواقینا
و خمر فیه مدرار و کأس العشق رقراق