غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۶۸

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا

و استفتشوا من یسعد یلقون این السید

۲

العشق نور مرتفع و السر نعم المکترع

نهر الهوی لا ینقطع نار الهوی لا تخمد

۳

لا عشق الا بالجوی من کان فی سقم الهوی

ان قیل طار فی الهوا لا تنکرو لا تعبدوا

۴

العشق ما فی رقه خیر لکم من عتقه

جفن بکا فی عشقه لا تحسبوه ترمد

۵

امر المحبین انطوی امراضهم خیر الدوا

ما لم یضلوا فی الهوی لا تزعمو ان یهتدوا

۶

اصحابنا لا تیأسوا بعد الجوی مستانس

غیر الهوی لا تلبسو غیر الهوی لا ترتدوا

۷

سحر الهوی مقعوده نار الجوی موقوده

ذانعمه مفقوده حرمان من لا یجهد

۸

نادیت یوم الملتقی اذ حار عقلی و التقی

هذا بقاء فی البقا هذا نعیم سرمد

۹

ان فاتکم لا تفعلوا و استفتشوه و اعقلوا

لا تَرقَدوا لا تأکُلوا ما لَم تَروا لا تَعبَدوا

بازگشت به سروده‌های مولانا