یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا
و استفتشوا من یسعد یلقون این السید
این شعر به بیان عشق و جاذبههای آن میپردازد. شاعر از عاشقان دعوت میکند که به سوی آنچه که هدایت میکند، حرکت کنند و از کسانی که میتوانند خوشبختی را بیابند، مشاوره بگیرند. عشق به عنوان نوری درخشان و نهری پایدار توصیف میشود که هرگز قطع نمیشود و آتش عشق نیز خاموش نمیگردد. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید میکند که عشق واقعی، درد و رنج را به همراه دارد و تنها کسانی که در این مسیر قرار میگیرند، میتوانند به حقیقت معشوق دست یابند. در نهایت، او قدرت عشق را مایه حیات دایمی و سعادت میداند و دیگران را از خواب و غفلت بازمیدارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا
و استفتشوا من یسعد یلقون این السید
العشق نور مرتفع و السر نعم المکترع
نهر الهوی لا ینقطع نار الهوی لا تخمد
لا عشق الا بالجوی من کان فی سقم الهوی
ان قیل طار فی الهوا لا تنکرو لا تعبدوا
العشق ما فی رقه خیر لکم من عتقه
جفن بکا فی عشقه لا تحسبوه ترمد
امر المحبین انطوی امراضهم خیر الدوا
ما لم یضلوا فی الهوی لا تزعمو ان یهتدوا
اصحابنا لا تیأسوا بعد الجوی مستانس
غیر الهوی لا تلبسو غیر الهوی لا ترتدوا
سحر الهوی مقعوده نار الجوی موقوده
ذانعمه مفقوده حرمان من لا یجهد
نادیت یوم الملتقی اذ حار عقلی و التقی
هذا بقاء فی البقا هذا نعیم سرمد
ان فاتکم لا تفعلوا و استفتشوه و اعقلوا
لا تَرقَدوا لا تأکُلوا ما لَم تَروا لا تَعبَدوا