بوقلمون چند از انکار تو
در کف ما چند خلد خار تو
در این شعر، شاعر به عواطف و احساسات عمیق خود نسبت به معشوق اشاره میکند. او از عشق و شوقی که نسبت به محبوب دارد، صحبت میکند و به چالشهایی که در این عشق وجود دارد، اشاره میکند. شاعر به ناتوانی از پنهان کردن عشق و نیز آگاهی محبوب از دلایل این عشق میپردازد و در نهایت به زخمها و بیماریهای ناشی از این عشق اشاره میکند. تمام این مضامین نشاندهندهی یک عشق عمیق و پیچیده است که شاعر به آن گرفتار شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بوقلمون چند از انکار تو
در کف ما چند خلد خار تو
یار تو از سر فلک واقف است
پس چه بود پیش وی اسرار تو
چند بگویی که همین بار و بس
چند از این چند از این بار تو
ای ز تو بیمار حبیب و طبیب
بسته ز ناسور تو تیمار تو
خورده می غفلت و منکر شده
بوی دهانت شده اقرار تو