غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۴۶

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای سر مردان برگو برگو

وی شه میدان برگو برگو

۲

ای مه باقی وی شه ساقی

جان سخن دان برگو برگو

۳

قبله جمعی شعله شمعی

قصه ایشان برگو برگو

۴

ای همه دستان ساقی مستان

راز گلستان برگو برگو

۵

هم همه دانی هم همه جانی

خواجه دیوان برگو برگو

۶

آب حیاتی شاخ نباتی

نکته جانان برگو برگو

۷

غم نپذیری خشم نگیری

ای دل شادان برگو برگو

۸

خسرو شیرین بنشین بنشین

راه سپاهان برگو برگو

۹

دل بشکفتی خیلی و گفتی

باز دو چندان برگو برگو

۱۰

آن می صافی جام گزافی

درده و خندان برگو برگو

۱۱

یار ربابی هر چه که یابی

حرمت ایمان برگو برگو

۱۲

نی بستیزی نی بگریزی

بی‌سر و پایان برگو برگو

بازگشت به سروده‌های مولانا