صوفیانیم آمده در کوی تو
شیء لله از جمال روی تو
در این شعر، شاعر از عشق و جذبه الهی صحبت میکند و به جمال و بزرگی معشوقهاش اشاره میکند. او صوفیان را توصیف میکند که به دنبال روحانیتم و خلوص در کوی معشوق آمدهاند. تشنگی و عطش آنها را به سوی معشوق کشانده و به دنبال رحمت و لطف او هستند. شاعر به قحطی روحی اشاره میکند و میگوید که همه به امید و اشتیاق از مشکلات به سوی معشوق میآیند. همچنین، بوی خوشی که خانقاه را پر کرده نشاندهنده حضور و تاثیر معشوق در زندگی آنهاست. در پایان، به قدرت و تاثیر معشوقه بر عالم وجود اشاره میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صوفیانیم آمده در کوی تو
شیء لله از جمال روی تو
از عطش ابریقها آوردهایم
کاب خوبی نیست جز در جوی تو
هابده چیزی به درویشان خویش
ای همیشه لطف و رحمت خوی تو
حسن یوسف قوت جان شد سال قحط
آمدیم از قحط ما هم سوی تو
صوفیان را باز حلوا آرزو است
از لب حلوایی دلجوی تو
ولوله در خانقاه افتاد دوش
مشک پر شد خانقاه از بوی تو
دست بگشا جانب زنبیل ما
آفرین بر دست و بر بازوی تو
شمس تبریزی توی خوان کرم
سیر شد کون و مکان از طوی تو