ای غذای جان مستم نام تو
چشم و عقلم روشن از ایام تو
این شعر درباره عشق و نیاز عمیق به محبوب است. شاعر از تاثیر عمیق محبوب بر زندگی و ذهنت او صحبت میکند و بیان میکند که تنها آرزویش در این دنیا، رسیدن به محبوب و کام دل است. او منتظر پیام محبوبش است و تمام وجودش تحت تاثیر زیبایی و جذابیت اوست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای غذای جان مستم نام تو
چشم و عقلم روشن از ایام تو
شش جهت از روی من شد همچو زر
تا بدیدم سیم هفت اندام تو
گفته بودی کز توام بگرفت دل
من نخواهم در جهان جز کام تو
منتظر بنشستهام تا دررسد
از پی جان خواستن پیغام تو