ز من و تو شرری زاد در این دل ز چنان رو
که خطا بود از این رو و صواب است از آن رو
در این شعر، شاعر به رابطه میان عشق و دیدن میپردازد. او میگوید که دلایل و اشتباهات انسانها از وجوه مختلفی ناشی میشود و عشق، که شوری در دل ایجاد میکند، میتواند آتشزا نیز باشد. همچنین اشاره میکند که عشق واقعی تنها با چشم دل، نه با چشم ظاهری، قابل درک است و در دنیای عشق، دیدن و درک معنوی مهمتر از دیدن ظاهری است. او به این نکته میپردازد که در عشق جنبههای عمیقتری وجود دارد که فراتر از محدودیتهای ظاهری و جسمانی است. در نهایت، عشق و آگاهی به یکدیگر مرتبط هستند و نیاز به بینش درونی دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز من و تو شرری زاد در این دل ز چنان رو
که خطا بود از این رو و صواب است از آن رو
ز همان رو که زد آتش ز همان رو کشد آتش
ز همان روی که مردم کندم زنده همان رو
همه عشاق که مستند ز چه رو دیده ببستند
که بدانند که بیچشم توان دید به جان رو
نبود روی از این سو همه پشت است از این سو
که نگنجید در این حد و نه در جان و مکان رو
به یکی لحظه چریدند همه جانها و پریدند
که نباید که ز نقصان شود از چشم نهان رو