غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۰۸

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگو

پارسی گو ساعتی و ساعتی رومی بگو

۲

خواه رومی خواه تازی من نخواهم غیر تو

از جمال و از کمال و لطف مخدومی بگو

۳

هم بسوزی هم بسازی هم بتابی در جهان

آفتابی ماهتابی آتشی مومی بگو

۴

گر کسی گوید که آتش سرد شد باور مکن

تو چه دودی و چه عودی حی قیومی بگو

۵

ای دل پران من تا کی از این ویران تن

گر تو بازی برپر آن جا ور تو خود بومی بگو

بازگشت به سروده‌های مولانا