ای برادر عاشقی را درد باید درد کو
صابری و صادقی را مرد باید مرد کو
این شعر درباره عشق و سختیهایی است که عاشق باید تحمل کند. شاعر به برادرش یادآوری میکند که برای رسیدن به عشق و حقیقت، صبر و صداقت ضروری است. او از بیتحرکی و سردی در فکر و عمل انتقاد میکند و به دنبال وجود جواهرات واقعی و ارزشمند در وجود انسان میگردد. در نهایت، این شعر دعوت به جستجوی عمق وجود و پرهیز از ظاهرگرایی میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای برادر عاشقی را درد باید درد کو
صابری و صادقی را مرد باید مرد کو
چند از این ذکر فسرده چند از این فکر زمن
نعرههای آتشین و چهرههای زرد کو
کیمیا و زر نمیجویم مس قابل کجاست
گرم رو را خود کی یابد نیم گرمی سرد کو