غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۰۶

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ای برادر عاشقی را درد باید درد کو

صابری و صادقی را مرد باید مرد کو

۲

چند از این ذکر فسرده چند از این فکر زمن

نعره‌های آتشین و چهره‌های زرد کو

۳

کیمیا و زر نمی‌جویم مس قابل کجاست

گرم رو را خود کی یابد نیم گرمی سرد کو

بازگشت به سروده‌های مولانا