ای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تو
نقشهایی دیدم از گلزار تو گلزار تو
این شعر به زیبایی و عمق احساسات عاشقانه اشاره دارد. شاعر از اسرار و زیباییهای معشوق خود سخن میگوید و تأثیر عمیق عشق بر زندگیاش را توصیف میکند. او از حسرت و دوری، و همچنین از حالت بیتابی ناشی از عشق میگوید. شاعر به تأثیر معشوق بر روح و جان خود اشاره کرده و به عواطف و احساسات قویاش میبالد. در نهایت، او به مقام و جایگاه ویژه معشوق خود به عنوان منبع نور و شادی اشاره میکند و به اهمیت عشق در زندگیاش تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تو
نقشهایی دیدم از گلزار تو گلزار تو
کشته عشق توام ور ز آنک تو منکر شوی
خطهایی دارم از اقرار تو اقرار تو
میگدازم میگدازم هر زمان همچون شکر
از شکرها رسته از گفتار تو گفتار تو
شب همه خلقان بخفته چشم من بیدار و باز
همچو بخت و طالع بیدار تو بیدار تو
چند گویی مر مرا کز کار چون کاهل شدی
راست گویی ای صنم از کار تو از کار تو
ای طبیب عاشقان این جمله بیماریم
هست زان دو نرگس بیمار تو بیمار تو
ای دم هشیاریم بیهوش هشیاری تو
ای دم بیهوشیم هشیار تو هشیار تو
چشمهها بر دل بجوشد هر دم از دریای تو
چشم دل پرک زن انوار تو انوار تو
شمس تبریزی که عالم اندک اندک بود
از عطا و بخشش بسیار تو بسیار تو