آن وعده که کردهای مرا کو
این جا منم و تو وانما کو
این شعر به بیان احساس دلتنگی و ناامیدی شاعر از وفای به وعدهها و کمتوجهی محبوبش میپردازد. شاعر به یاد وعدههای قبلی میافتد و با ناامیدی از عدم تحقق آن وعدهها سخن میگوید. او از محبوب میخواهد که پاسخ محبتهای او را بدهد و از او انتظار دارد که به وعدهها و ارتباطی که با هم داشتهاند وفادار بماند. در این شعر، تصاویری از زیبایی، روشنایی و عشق نیز وجود دارد که نشاندهنده عمق ارتباط عاطفی آنهاست. در نهایت، شاعر به جستجوی محبوب خود میپردازد و حسرتی عمیق از جدایی احساس میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن وعده که کردهای مرا کو
این جا منم و تو وانما کو
با جمله پلاس خوش نباشد
آن عهد پلاس را وفا کو
لب بسته چو بوبک ربابی
آن داد و گشاد و آن عطا کو
ای وعده تو چو صبح صادق
آن شمع و چراغ و آن ضیا کو
تا چند ز ناسزا و دشنام
آن دلداری و آن سزا کو
خیزید به سوی من کشیدش
ای طایفه یاری شما کو
ای سنگ دلان جواب گویید
کان کان عقیق و کیمیا کو
یا سحر نمود و چشم ما بست
آن ساحر و آن گره گشا کو
یا پر بگشاد و در هوا رفت
ای مرغ ضمیر آن هوا کو
والله که نرفت و رفتنی نیست
ماییم ز خویش رفته ما کو
ماکو به همان طرف که انداخت
ای در کف صنع ما چو ماکو
هین مشک سخن بنه به جو رو
میخواندت آب کان سقا کو