ای رونق نوبهار برگو
وی شادی لاله زار برگو
در این شعر، شاعر به زیباییهای بهار و شادی آن اشاره میکند. او از بلبل و دیگر پرندگان خواسته تا درباره ویژگیهای بهار صحبت کنند و از گلها و سروها تعریف کنند. شاعر به زیبایی گلها و شاخ و برگ آنها اشاره میکند و از خزان که رفته، یاد میکند. او به نوشیدن شراب و لذت از این شادیها دعوت میکند و بر اهمیت عواطف و احساسات در زندگی تأکید میکند. در نهایت، شاعر از عارفان میخواهد که به یاد خداوند بیفتند و به انتظار بشتابند، در حالی که نگران انتقاد دیگران نباشند. کل شعر فرحبخش و دعاگوی زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای رونق نوبهار برگو
وی شادی لاله زار برگو
بیغصه می فروش مینوش
بیزحمت شاخ خار برگو
ای بلبل و ای هزاردستان
برگو صفت بهار برگو
ای حلقه به گوش و عاشق گل
گوش و پس سر مخار برگو
شرح قد سرو و چهره گل
بر عرعر و بر چنار برگو
چون رفت خزان و رو نهان کرد
بر سرو رو آشکار برگو
گر پرسندت که جان رز چیست
بر برگ نظر مدار برگو
صد شیر و هزار گونه خرگوش
خواهی که کنی شکار برگو
خواهی که شود قبول عذرت
ز اشکوفه خوش عذار برگو
خواهی که بری قرار مستان
زان نرگس پرخمار برگو
امروز سر شراب داریم
ساقی شو و بر نهار برگو
مستی آمد ملولیت رفت
صد بار و هزار بار برگو
ای جام شرابدار برگرد
وی چنگ لطیف تار برگو
از بهر ثواب و رحمت حق
ای عارف حق گزار برگو
ما منتظر توایم بشتاب
بیزحمت انتظار برگو
تشنیع مزن که صلهای نیست
نک آوردم نثار برگو