در این رقص و در این های و در این هو
میان ماست گردان میر مه رو
این شعر درباره عشق و جستجوی زیبایی و حقیقت است. شاعر به محبتی عمیق اشاره میکند که به وسیله رقص و شادی بیان میشود. وجود شخصی به نام "میر مه رو" در این رقص نماد زیبایی و جذابیت است که هرچند از دیدگان پنهان است، اما حضوری محسوس دارد. شاعر به شنونده توصیه میکند که از جستجوی بینتیجه دست بردارد و به جای آن به دامان محبت و عشق پناه ببرد تا از درد و رنج رهایی یابد. او به این نکته اشاره میکند که دلخوشی و سرور از عشق واقعی به دست میآید و باید از تلخیها دوری کرد. در نهایت، شاعر بر اهمیت اندیشه لطیف و کلام کمحجم تاکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در این رقص و در این های و در این هو
میان ماست گردان میر مه رو
اگر چه روی میدزدد ز مردم
کجا پنهان شود آن روی نیکو
چو چشمت بست آن جادوی استاد
درآ در آب جو و آب میجو
تو گویی کو و کو او نیز سر را
به هر سو میکند یعنی که کو کو
ز کوی عشق میآید ندایی
رها کن کو و کو دررو در این کو
برو دامان خاقان گیر محکم
چو او باشد چه اندیشی ز باجو
برو پهلوی قصرش خانهای گیر
که تا ایمن شوی از درد پهلو
گریزان درد و دارو در پی تو
زهی لطف و زهی احسان و دارو
سیه کاری و تلخی را رها کن
بر ما زو بیا غلطان چو مازو
از او یابد طرب هم مست و هم می
از او گیرد نمک هم رو و هم خو
از او اندیش و گفتن را رها کن
لطیف اندیش باشد مرد کم گو