تو کمترخوارهای هشیار میرو
میان کژروان رهوار میرو
این شعر به نوعی دعوت به هشیاری و دوری از دنیاپرستی است. شاعر از شخصی میخواهد که با آگاهی و هشیاری رفتار کند و از لذتهای زودگذر دنیا دوری کند. او به این نکته اشاره میکند که خودش به دنبال حقیقت و معنویت است، در حالی که فرد مورد خطاب بیشتر به دنیا و امور مادی مشغول است. شاعر همچنین به بحث توبه و صداقت در زندگی پرداخته و به فرد یادآوری میکند که به جای پیروی از زندگی ظاهری و دنیوی، باید به سمت حقیقت و زندگی معنوی حرکت کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تو کمترخوارهای هشیار میرو
میان کژروان رهوار میرو
تو آن خنبی که من دیدم ندیدی
مرا خنبک مزن ای یار میرو
ز بازار جهان بیزار گشتم
تو دلالی سوی بازار میرو
چو من ایزار پا دستار کردم
تو پا بردار و با دستار میرو
مرا تا وقت مردن کار این است
تو را کار است سوی کار میرو
مرا آن رند بشکستهست توبه
تو مرد صایمی ناهار میرو
شنیدی فضل شمس الدین تبریز
نداری دیده در اقرار میرو